جستجو

پری روز

حسنا محمدزاده
12,000 تومان
decrease increase

شعرهایی پر از عاطفۀ تازۀ زنانه، با زبانِ روان و به دور از پیچیدگی‌های آزاردهنده. ۴۴ غزلِ عاشقانۀ نو تو این کتاب هست، که هر کدومش طعمی داره و رنگی. حرف‌های شاعر، گرچه قابلِ لمسه و حس‌کردنی، اما عشقی که ازش می‌نویسه، دمِ‌دستی نیست و عمیقه. عمیق و جزئی. عشق تو این کتاب، عشقِ تکراری و همیشگی نیست. عشقِ تازه‌ست.

من گمان می‌کنم «عاطفه» عنصر اصلی شعره و فکر می‌کنم همۀ عناصر دیگۀ شعر -عناصری مثل خیال، زبان‌ و ...- باید در خدمتِ عاطفۀ شعر باشن تا شعر، آنی و جانی داشته باشه و اتفاقی رو درونم رقم بزنه. بی‌شک با این نگاه، «پری‌روز» برای من کتاب خوب و دلچسبیه. شاعری پشت این کتاب هست که نمیخواد سخنوری و زبان‌بازیِ خودش رو به رخ بکشه. میخواد حرف‌هاش رو به عاطفی‌ترین شکلِ ممکن بنویسه و رها بشه. پیش از مخاطب داره برای خودش شعر میگه و به خودش توجه می‌کنه. البته که ردّ به اندازه‌ای از همۀ عناصر دیگه هم، هست تو شعرهای این مجموعه.

بیت‌هایی از پری‌روز:

فراری داده‌ام از کوچۀ پشتی جنونم را

به هم می‌ریزد اما دیدنت ترکیب خونم را

نگاهی بی‌تفاوت می‌کنم، هرگز نمی‌فهمی

تماشایت بریده دستِ زن‌های درونم را

دو معمارِ زبردستند لب‌هایت، که با حرفی

مرمّت می‌کنی ویرانیِ سقف و ستونم را

اگر یک جمله می‌گفتی، اگر یک «دوستت دارم»

صدایت پاک می‌کرد اشک‌های بدشگونم را

شعرهایی پر از عاطفۀ تازۀ زنانه، با زبانِ روان و به دور از پیچیدگی‌های آزاردهنده. ۴۴ غزلِ عاشقانۀ نو تو این کتاب هست، که هر کدومش طعمی داره و رنگی. حرف‌های شاعر، گرچه قابلِ لمسه و حس‌کردنی، اما عشقی که ازش می‌نویسه، دمِ‌دستی نیست و عمیقه. عمیق و جزئی. عشق تو این کتاب، عشقِ تکراری و همیشگی نیست. عشقِ تازه‌ست.

من گمان می‌کنم «عاطفه» عنصر اصلی شعره و فکر می‌کنم همۀ عناصر دیگۀ شعر -عناصری مثل خیال، زبان‌ و ...- باید در خدمتِ عاطفۀ شعر باشن تا شعر، آنی و جانی داشته باشه و اتفاقی رو درونم رقم بزنه. بی‌شک با این نگاه، «پری‌روز» برای من کتاب خوب و دلچسبیه. شاعری پشت این کتاب هست که نمیخواد سخنوری و زبان‌بازیِ خودش رو به رخ بکشه. میخواد حرف‌هاش رو به عاطفی‌ترین شکلِ ممکن بنویسه و رها بشه. پیش از مخاطب داره برای خودش شعر میگه و به خودش توجه می‌کنه. البته که ردّ به اندازه‌ای از همۀ عناصر دیگه هم، هست تو شعرهای این مجموعه.

بیت‌هایی از پری‌روز:

فراری داده‌ام از کوچۀ پشتی جنونم را

به هم می‌ریزد اما دیدنت ترکیب خونم را

نگاهی بی‌تفاوت می‌کنم، هرگز نمی‌فهمی

تماشایت بریده دستِ زن‌های درونم را

دو معمارِ زبردستند لب‌هایت، که با حرفی

مرمّت می‌کنی ویرانیِ سقف و ستونم را

اگر یک جمله می‌گفتی، اگر یک «دوستت دارم»

صدایت پاک می‌کرد اشک‌های بدشگونم را

مشخصات محصولات
مولفحسنا محمدزاده
نقد و بررسی خود را بنویسید
*
*
بد
عالی
*
*
*
مشخصات محصولات
مولفحسنا محمدزاده
Filters
مرتب سازی
نمایش