جستجو

نامیرا

صادق کرمیار
ناشر: نیستان
54,000 تومان
decrease increase

قصۀ نامیرا قصۀ تردیده و امان از تردید! فکر می‌کنی اگه تو برهۀ زمانیِ سال ۶۱ هجری زندگی می‌کردی، انتخابت بدون شکّ و شبهه‌ای، بودن کنار آزاده‌ای به نامِ حسین‌بن‌علی بود؟ «نامیرا» با درامی که برات روایت می‌کنه، بهت نشون میده که قصۀ تصمیم‌های آدمیزاد به همین سادگی‌ها هم نیست! سیلیِ گوش‌نواز و خوبیه این رمان...

ربیع، جوانیه که بینِ انتخاب حسین (ع) یا یزید، مردّده. این تردید، در متن کتاب اصلا عجیب و غریب نیست. امروز، بعد از گذشتن ۱۴۰۰ سال، ابعادِ زیادی از قصۀ کربلا برای ما روشن و واضحه. اما متنِ رمان به ما نشون میده که این قصه برای ربیع چندان هم روشن نبوده و این انتخاب اصلا انتخاب آسونی نبوده. اما شخصیت کلیدی و اصلیِ داستان رو میشه «عبدالله‌بن‌عمیر» دونست، که خودش قصه‌های عجیب و عمیقی داره برای شنیدن. «نامیرا» از عاشقانه و رومانس هم خالی نیست. جایی که سلیمه دختر عمروبن‌حجّاج عاشق ربیع میشه و به پدرش پشت می‌کنه...

صادق کرمیار در نامیرا، فارغ از محتوای عزیز و عمیقی که ارائه می‌کنه، فرمِ درستی هم برای قصه گفتن انتخاب کرده. یعنی کتاب، صِرفاً یه کتابِ محتوامحور نیست که از تکنیک‌های داستان‌سرایی و ادبیاتی غافل شده باشه. صرفا برای قصّه‌خوندن و قصّه‌شنیدن هم انتخاب خوب و لذّت‌بخشیه. و این دقیقاً چیزیه که ادبیات آیینی ما بهش احتیاج داره: فرم و اسکلتِ ادبیاتی درست در کنارِ محتوای غنی و عمیق.

«نامیرا» سال ۱۳۸۹ تو سومین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد و تو بیست‌وهشتمین دوره جایزه کتابِ سال جمهوری اسلامی ایران، تقدیر شد.

بخشی از متن کتاب:

ابن اشعث گفت: «کسانی که از حکومت نصیبی ندارند و بر کنارند، از حقوق پایمال‌شدۀ مردم سخن می گویند، هنگامی که نصیبی از حکومت می برند و بر کاری گمارده می‌شوند، فقط بر ثروت خود می‌افزایند.» و اغواگر به عمرو نزدیک‌تر شد: «اما تو هنوز پسر زیاد را نشناخته ای! او دوستانش را بسیار دوست می دارد و مردی بسیار بخشنده است که تا تو را از مال بی‌نیاز نکند، دست از تو برنمی دارد.» عمرو عصبی گفت: «تو می خواهی مرا به بخشش های عبیدالله بفریبی، در حالی که آن چه حسین‌بن‌علی به من می‌بخشد، بسیار با ارزش تر از چیزی است که تو به آن دل خوش کرده ای!»

قصۀ نامیرا قصۀ تردیده و امان از تردید! فکر می‌کنی اگه تو برهۀ زمانیِ سال ۶۱ هجری زندگی می‌کردی، انتخابت بدون شکّ و شبهه‌ای، بودن کنار آزاده‌ای به نامِ حسین‌بن‌علی بود؟ «نامیرا» با درامی که برات روایت می‌کنه، بهت نشون میده که قصۀ تصمیم‌های آدمیزاد به همین سادگی‌ها هم نیست! سیلیِ گوش‌نواز و خوبیه این رمان...

ربیع، جوانیه که بینِ انتخاب حسین (ع) یا یزید، مردّده. این تردید، در متن کتاب اصلا عجیب و غریب نیست. امروز، بعد از گذشتن ۱۴۰۰ سال، ابعادِ زیادی از قصۀ کربلا برای ما روشن و واضحه. اما متنِ رمان به ما نشون میده که این قصه برای ربیع چندان هم روشن نبوده و این انتخاب اصلا انتخاب آسونی نبوده. اما شخصیت کلیدی و اصلیِ داستان رو میشه «عبدالله‌بن‌عمیر» دونست، که خودش قصه‌های عجیب و عمیقی داره برای شنیدن. «نامیرا» از عاشقانه و رومانس هم خالی نیست. جایی که سلیمه دختر عمروبن‌حجّاج عاشق ربیع میشه و به پدرش پشت می‌کنه...

صادق کرمیار در نامیرا، فارغ از محتوای عزیز و عمیقی که ارائه می‌کنه، فرمِ درستی هم برای قصه گفتن انتخاب کرده. یعنی کتاب، صِرفاً یه کتابِ محتوامحور نیست که از تکنیک‌های داستان‌سرایی و ادبیاتی غافل شده باشه. صرفا برای قصّه‌خوندن و قصّه‌شنیدن هم انتخاب خوب و لذّت‌بخشیه. و این دقیقاً چیزیه که ادبیات آیینی ما بهش احتیاج داره: فرم و اسکلتِ ادبیاتی درست در کنارِ محتوای غنی و عمیق.

«نامیرا» سال ۱۳۸۹ تو سومین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد و تو بیست‌وهشتمین دوره جایزه کتابِ سال جمهوری اسلامی ایران، تقدیر شد.

بخشی از متن کتاب:

ابن اشعث گفت: «کسانی که از حکومت نصیبی ندارند و بر کنارند، از حقوق پایمال‌شدۀ مردم سخن می گویند، هنگامی که نصیبی از حکومت می برند و بر کاری گمارده می‌شوند، فقط بر ثروت خود می‌افزایند.» و اغواگر به عمرو نزدیک‌تر شد: «اما تو هنوز پسر زیاد را نشناخته ای! او دوستانش را بسیار دوست می دارد و مردی بسیار بخشنده است که تا تو را از مال بی‌نیاز نکند، دست از تو برنمی دارد.» عمرو عصبی گفت: «تو می خواهی مرا به بخشش های عبیدالله بفریبی، در حالی که آن چه حسین‌بن‌علی به من می‌بخشد، بسیار با ارزش تر از چیزی است که تو به آن دل خوش کرده ای!»

مشخصات محصولات
مولفصادق کرمیار
نقد و بررسی خود را بنویسید
*
*
بد
عالی
*
*
*
Filters
مرتب سازی
نمایش